در خصوص چگونگی حکومت گئوماتای مادی و انتقال حکومت از پارسیان به مادیان سفسطه های بسیاری شده است. یکی از مهمترین این سفسطه ها، آفرینش ماجرای بردیای دروغین توسط عده ای پان ایرانیست متعصب است. سوالات و ابهامات متعددی در این رابطه وجود دارد که برای روشن شدن قضیه ابتدا چند پاراگراف از کتاب تاریخ کامل ایران نوشته آقای حسن پیرنیا را مورد بررسی قرار خواهیم داد و پس از آن صحت و سقم این نوشته ها را به قضاوت مخاطبین محترم باقی خواهیم گذاشت.
در این رابطه آقای پیر نیا اظهار داشته است: "کورش از کاسان دان دو پسر داشت. یکی را نام کمبوجیه بود که حکومت بابل می کرد و در زمان غیبت کورش از ایران نیابت سلطنت بر عهده او محول می شد. هرودت نام پسر دیگر را سمردیز نوشته ولی داریوش در کتیبه بیستون وی را بردیا خطاب کرده است".
"کمبوجیه بردیا را که حکومت خوارزم، باختر، پارت و کرمان را داشت در نهان کشت.(پیرنیا، : 73) آقای پیر نیا بار دیگر در خصوص بردیا چنین آورده است:" کمبوجیه در حال لشگرکشی به شام شنید که مغی از اهل ماد، خود را بردیا پسر کورش برادر کمبوجیه خوانده و به تخت سلطنت نشسته و مردم به طرف او رفته اند.(نویسنده: از وی حمایت کرده اند) کمبوجیه در موقعیت بسیار بدی قرار گرفت. چون او می دانست که بردیا را کشته، ولیکن نمی توانست این مطلب را علناً ابراز کند، بلاخره در حال تأثر در شهر اکباتانا در شام زخمی به خود زد که در اثر آن در گذشت".(همان، ص75)
همچنین داریوش در کتیبه پارسی می گوید: "کمبوجیه برادر تنی خود را کشت و برای فتح مصر عازم آن کشور شد. با اینکه کمبوجیه بردیا را کشت مردم نمی دانستند او کشته شده، پس از آن کمبوجیه به مصر رفت. پس از آن مغی گئومات نام از مردم برخواست، مردم را فریب داد که بردیا پسر کورش برادر کمبوجیه است. پس از آن تمامی مردم بر کمبوجیه شوریدند و پارس و ماد و سایر ایالات به طرف او رفتند. او تخت را تصرف کرد. پس از آن کمبوجیه خود را کشت".
تاریخ سازی های دروغین داریوش باز هم تداوم یافته و در ادامه گفتار وی چنین آمده است: "مردم از گئوماتای می ترسیدند. من (داریوش) به یاری اهورامزدا با تعداد کمی، او و یارانش را کشتم و سلطنت را از وی ستاندم. هرودت نوشته است که گئوماتای پس از اینکه به تخت نشست، با مردم ممالک تابعه بسیار با ملایمت رفتار کرد و مالیات 3 سال را بخشید. این رفتار سبب سوء ضن پارس ها گردید و اعضاء هفت خانواده درجه یک پارسی توسط یکی از زن های گئوماتای- دختر هوتانه- معلوم کردند که این شخص بردیا نیست! پس از آن داریوش که تازه از شام آمده بود و کمال اطاعت را ظاهراً از گئوماتای می کرد هم قسم شده، وارد عمارت وی شدند. دربان و خواجه ها نتوانستند از آنها جلوگیری کنند و داریوش خود را با یکی از همراهان به اندرون رسانیده، مغ را کشت. در این روز، عده زیادی از مغ ها کشته شدند و آن روز را در سنوات بعد عید می گرفتند".(همان،75 و 76)
برای فهم بهتر مسئله لازم است که بار دیگر مطالب ذکر شده را به ترتیب مورد بررسی قرار دهیم تا حقایق این مباحث روشن تر گردد. همانطور که ذکر شد آقای پیر نیا گفته است که کورش از کاسان دان دو پسر به نام های کمبوجیه و بردیا داشت. کمبوجیه برای حفظ قدرت خود، برادرش بردیا را کشت و این واقعه را مخفی نمود. حال این سوال مطرح می شود که اگر هخامنشیان صالح و درستکار بودند چرا برای کسب قدرت دست به برادر کشی زدند!؟ آقای پیر نیا اظهار داشته است که بردیا حکومت خوارزم، باختر، پارت و کرمان را در اختیار داشته و به دلیل اینکه مردم از او حمایت می نمودند، کمبوجیه احساس خطر کرد و برادر خود را به قتل رساند. بار دیگر این ابهام مطرح می شود که چگونه ممکن است مرگ فرمانروایی با چنان وسعت قلمرویی که شامل صدها شهر و روستا بود را مخفی نمود به طوریکه هیچ کس خلع وجود وی را درک ننماید. آیا می شود واقعه مرگ بردیا را که داعیه قدرت را داشت و پسر کورش پادشاه هخامنشیان نیز بود را مخفی نمود!؟
آقای پیرنیا نوشته است که گئوماتای با فریب مردم و معرفی خود به عنوان بردیا به قدرت رسید و مردم با او همراه شدند. این مطلب تناقضات دیگری را بوجود می آورد، با توجه به اینکه شش خاندان سلطنتی ماد و شش خاندان سطنتی پارس به دربار رفت و آمد مکرر داشتند و کمبوجیه و بردیا و خانواده کورش را به خوبی می شناختند، چگونه ممکن است که گئوماتای در مرکز حکومت هخامنشیان خود را به عنوان پسر کورش جلوه کند و دربار فریب وی را خرده باشند. پان ایرانیست های شونیسم باید پاسخ دهند، کمبوجیه که به راحتی بر تمامی قدرت های زمان خود چیره گشت و امپراطورهای بزرگ دنیا را به زیر سلطه خود درآورد، چگونه نتوانست گئومات را که قدرت وی نسبت به آنان به هیچ وجه قابل قیاس نبود را از سر راه خود بردارد و دست به خودکشی زد!؟ آیا حمایت سران ماد و پارس از به قدرت رسیدن گئوماتای و متعاقب آن خودکشی وی در اکباتان، به معنای خلع قدرت کمبوجیه از سوی سران ماد و پارس در پی سفاکی هایی که وی نسبت به خواهر خود، سران پارسی و دیگر اقوام روا داشت نبود!؟
آقای پیرنیا اظهار داشته است که گئوماتای پس از اینکه به قدرت رسید با مردم به مهربانی رفتار نمود و مالیات 3 سال را بخشید. عطوفت و مهربانی گئوماتای نسبت به مردم شک و تردیدهایی راجع به پارسی بودن وی بوجود آورد. بار دیگر این پرسش مطرح می شود که مگر پادشاهان پارسی که امروزه پان ایرانیستها داعیه مردمی و دمکراتیک بودن آن را سر می دهند و اولین منشور حقوق بشری و تمامی دستاوردهای بشری را متعلق به آنان می دانند، چگونه حکومتی را برپا کرده بودند که مردم تحت سلطه آنان، از ساده زیستی و عدالت طلبی گئوماتای بر پارسی بودن نژادی وی به حیرت و تعجب افتادند. مگر این پیغمبران صلح و حقوق بشر چگوه رفتاری را با مردم زیر دست خود و اقوام مختلف داشته اند که مردمداری گئوماتای شک های جدی را بر پارسی بودن وی بوجود می آورد!؟
در مردمی بودن گئوماتای همان بس که داریوش تنها با چند نفر توانست به کاخ وی رخنه نماید و او ویارانش را قتل و عام نماید. اگر گئوماتای نیز مانند پادشاهان پارسی ( هخامنشیان) فاصله طبقاتی خود را با مردم حفظ می نمود، شخصی همانند داریوش نه تنها نمی توانست او را ترور نماید، بلکه حتی شهامت نزدیک شدن به قصر وی را نیز نداشت.
به هر حال عده ای سعی داشته و دارند تاریخ و تمدن ایران زمین را تنها به هخامنشیان تقلیل دهند. آنان با اسطوره سازی و فره ای نمودن حاکمان هخامنشی سعی در فارسیزه کردن و آسمیلاسیون(ذوب فرهنگی) دیگر ملت های ایران را دارند. امروزه بیش از هر زمان دیگری نیازمند انتقاد و تفکر انتقادی از تاریخ و تمامی مسائلی می باشیم که تبدیل به تابو شده اند. امیدوارم با روشنگری و مباحثه در خصوص پیشینه تاریخی خود، از تبعیض ها و ناعدالتی هایی که به نام پاسداری از جلال و شکوه هخامنشیان بر علیه دیگر ملت های ایران می شود جلوگیری نماییم و وضع و زمانه ی کنونی را معیار لیاقت خود بدانیم؛ نه افتخار کردن به سفسطه ها و دروغ پردازی هایی که متاسفانه از زمان رضا شاه شروع شده و تا کنون ادامه دارد و تحت لوای گرامیداشت تاریخ باشکوه هخامنشیان، زبان و فرهنگ دیگر ملت های ایران را به حاشیه برده اند. به امید تحقق شعار ایران برای همه ایرانیان به معنی واقعی کلمه.